خانه عناوین مطالب تماس با من

تســــــــــــــــــــــــــــــبیح یـــــــــــــــــــــــــار

تســــــــــــــــــــــــــــــبیح یـــــــــــــــــــــــــار

پیوندها

  • اگر باران ببارد...
  • بچه های سایبری
  • شوق پابوسی تو را دارم
  • 14 سپهر
  • س ا م ع س و م
  • هذه شقشقه
  • دارالعقائد
  • هیأت فاطمیون بندر لنگه
  • شهیدان را شهیدان میشناسند
  • پرسه در خیال

جدیدترین یادداشت‌ها

همه
  • [ بدون عنوان ]
  • [ بدون عنوان ]
  • قطار
  • شرمنده ام ...
  • وقتی هوای رفتن دارد ...
  • بیخوابی
  • امام جماعت غصبی...
  • امام زمان در کلام شهدا
  • بلند شو مرد...
  • چهره های آراسته
  • تازه فهمیدم ...
  • کبرستون
  • توجه توجه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
  • عشق یعنی...
  • .....................پیام شهدا......................

بایگانی

  • شهریور 1395 1
  • مهر 1393 1
  • شهریور 1393 1
  • مرداد 1393 3
  • خرداد 1393 3
  • اردیبهشت 1393 2
  • فروردین 1393 3
  • بهمن 1392 6
  • دی 1392 10
  • آذر 1392 2
  • مهر 1392 3
  • مرداد 1392 1

آمار : 8287 بازدید Powered by Blogsky

عناوین یادداشت‌ها

  • خوش بحال اونایی که تو آسمونا اسمشون زینبه چهارشنبه 20 آذر‌ماه سال 1392 20:13
    فرزند شهید بود اما من نمی دونستم یک روز داشتیم معنی اسم هامونو میگفتیم ازش پرسیدم: زینب یعنی چی؟ نگفت خیلی اصرار کردم نگفت نگفتنش! کنجکاو و پیگیرم کرد ازین ور و اون ور پرسیدم تا فهمیدم زینب یعنی زینت پدر می گفت به خاطر اسمش چادری شده ... حضرت محمد صلی الله علیه و آله فرمود: من و علی پدران(معنوی) این امتیم* اصلا یکی از...
  • قیمت نداری بخدا! چهارشنبه 20 آذر‌ماه سال 1392 17:53
    تا حالا خودتو وزن کردی ؟!حالا فکر میکنی چند کیلویی چند حاضرن بخرنت؟! از الان گفته باشم دفتر دستک این دنیا با اون دنیا تومنی ده هزار فرقشه! شاید این دنیا بخاطر ریخت و قیافه استخدامت کنن ، یا دو سه دقیقه ای برای صدای خوشگلت کف بزنن ، یا... بی خیال .قیمت خودت رو بدون .ارزون خودتو نفروشی! راستی دختر خانمای بزرگوار ! یه...
  • نگاهم میکنی آقا؟!!! شنبه 27 مهر‌ماه سال 1392 19:41
    امشب دلم گریان است عجیب... و سیل اشک روانه... از بس حرف دارم حرفم نمی آید، راستش را بگویم ؟دلم برای خودم تنگ شده ؟ برای خودم که بیقرار تو بودو بی ذکر ویاد تو خوابش نمیبرد ،این روزها خودم خودش را به خواب زده خودش را دل خوش کرده به هیچ... هیچ کس هیچ جا هیچ چیز برای او تو نمیشود... گاهی می اندیشم تو هم من را اینقدر عاشق...
  • آستــان خاکــساری... دوشنبه 22 مهر‌ماه سال 1392 19:20
    زانو بزن!! اینجا آستان خاکساری است اینجا قله بندگی و تعالی است این صحرا،این خاک،این سرزمین،این سجاده... میدانم!! بی قرارتر از همیشه آمده ای به عرفات عشق،به عرفات دلدادگی،به عرفات بندگی... جایی که فرهادترین فرهادها ،شیرین و مجنون ترین مجنون ها لیلای نفس خود را به دست باد سپردندو یادم تورا فراموش!! اینجا سرزمین عشق است...
  • سلام آشنای دل شنبه 20 مهر‌ماه سال 1392 17:04
    بسم الله... سلام آشنایِ دل! این منم و دلتنگی هایی که بهانه کرده ام برای گفتنِ التهابِ هرآنچه که بی تو می گذرد.... اوضاعِ ما خوب نیست....بهتر بگویم: دارد وخیم می شود.... آسمان این روزها تنگی نفس گرفته ست زمین بی ظهورت فلج شده است و ما مردمانش، زمینگیراتر از قبل به زمین شده ایم تو را به خدا مخواه، مخواه بیش از این تنها...
  • غم یار دوشنبه 7 مرداد‌ماه سال 1392 19:07
    بسم الله الرحمن الرحیم دلمون به امروز خوش بود ولی امروزم آخراشه ،ای کاش میشد تاریخو عوض کرد ،ولی ...نه ...بهتره دوری سی ساله تموم بشه شاید اینطوری دوباره دل حضرت پدر با دیدن حضرت مادر باز بشه ،اشکال نداره ما درد یتیمی رو به جون میخریم فقط به خاطر اینکه اینطوری لبخند رو لبای پدر میاد. پدر جان امشب سلام ما رو به مادر...
  • 36
  • 1
  • صفحه 2